تبلیغات
دفتر اشعار

دفتر اشعار
و من هنوز تو را مثل "تمام شد" مشق شبم دوست دارم ... 
قالب وبلاگ
امیر عباس رهسپار
************* تعداد مطالب



برف





زردها بی خود قرمز نشده اند
قرمزی رنگ نینداخته است
بی خودی بر دیوار.
صبح پیدا شده از آن طرف کوه "ازاکو" اما
"وازانا" پیدا نیست
گرته ی روشنی مرده ی برفی
همه کارش آشوب
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
وازانا پیدا نیست
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است:
چند تن خواب آلود
چند تن نا هموار
چند تن نا هشیار.
 

((زندگی نامه نیمایوشیج))

طبقه بندی: نیما یوشیج،
برچسب ها: نیما یوشیج،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 09:24 ق.ظ ] [ ]
شب آمد مرا وقت غریدن است
گه کار و هنگام گردیدن است
به من تنگ کرده جهان جای را
از این بیشه بیرون کشم پای را
حرام است خواب
بر آرم تن زردگون زین مغاک

ادامه شعر

طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ پنجشنبه 2 تیر 1390 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ ]
چوک و چوک!... گم
کرده راهش در شب تاریک
شب پره ی ساحل نزدیک
دم به دم می کوبدم بر پشت شیشه.


ادامه مطلب

طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ چهارشنبه 1 تیر 1390 ] [ 02:29 ب.ظ ] [ ]
شب همه شب شکسته خواب به چشمم
گوش بر زنگ کاروانستم
با صداهای نیم زنده ز دور
هم عنان گشته هم زبان هستم.
*
جاده اما ز همه کس خالی است
ریخته بر سر آوار آوار
این منم مانده به زندان شب تیره که باز
شب همه شب
گوش بر زنگ کاروانستم.

تجریش.آبان1337




طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ جمعه 27 خرداد 1390 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ ]
شب است،
شبی بس تیرگی دمساز با آن.
به روی شاخ انجیر کهن « وگ دار» می خواند، به هر دم
خبر می آورد طوفان و باران را. و من اندیشناکم.

شب است،
جهان با آن، چنان
چون مرده ای در گور.
و من اندیشناکم باز:
ـــ اگر باران کند سرریز از هر جای؟
ـــ اگر چون زورقی در آب اندازد جهان را؟...

در این تاریکی آور شب
چه اندیشه ولیکن، که چه خواهد بود با ما صبح؟
چو صبح از کوه سر بر کرد، می پوشد ازین طوفان رخ آیا صبح؟




طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ جمعه 27 خرداد 1390 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ ]
تی تیک تی تیک
در این کران ساحل و به نیمه شب
نک می زند
"سیولیشه"
روی شیشه.

ادامه شعر...

طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ پنجشنبه 26 خرداد 1390 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ ]
آسمان یکریز می بارد
روی بندرگاه.
روی دنده های آویزان یک بام سفالین در کنار راه
روی « آیش» ها که « شاخک» خوشه اش را می دواند.
روی نوغانخانه، روی پل ـــ که در سر
تا سرش امشب

ادامه شعر

طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ پنجشنبه 26 خرداد 1390 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ ]
ول کنید اسب مرا
راه توشه ی سفرم را و نمد زینم را
و مرا هرزه درا،
که خیالی سرکش
به در خانه کشاندست مرا.

ادامه شعر

طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ پنجشنبه 26 خرداد 1390 ] [ 11:00 ق.ظ ] [ ]
در کنار رودخانه می پلکد
سنگ پشت پیر.
روز، روز آفتابی است.
صحنه ی آییش گرم است.


ادامه شعر

طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ پنجشنبه 26 خرداد 1390 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ ]
در پیش کومه ام
در صحنه ی تمشک
بیخود ببسته است
مهتاب بی طراوت.لانه.


ادامه مطلب

طبقه بندی: نیما یوشیج،
[ چهارشنبه 25 خرداد 1390 ] [ 06:02 ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


***********************

LINE ID : rahsepar.a

********

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب